<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>احساس من از زندگی ...</title>
    <subtitle></subtitle>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com"/>
    <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com</id>
    <updated>2012-05-26T16:24:31+01:00</updated>
    <generator>mihanblog.com</generator>
<link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/atom" />
    <entry>
        <title>بدون شرح !</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/32"/>
        <published>2012-02-24T17:08:27+01:00</published>
        <updated>2012-02-24T17:08:27+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/32</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>به تو که فکر می کنم ... بی اختیار ... به حماقت خود لبخند می زنم ! سیاه لشکری بودم ... در عشق تو ! و فکر می کردم بازیگر نقش اولم !!! افسوس ...-------------------چقدر سخته دستای کسی رو که دوستش داری تو دستای کس دیگه ای ببینی و نتونی چیزی بگی ....</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/32"><![CDATA[<h6 class="uiStreamMessage" data-ft="{&quot;type&quot;:1}"><font size="2"><span class="messageBody" data-ft="{&quot;type&quot;:3}">به تو که فکر می کنم ...<br> بی اختیار ...<br> به حماقت خود لبخند می زنم !<br> سیاه لشکری بودم ...<br> در عشق تو !<br><span class="text_exposed_show"> و فکر می کردم بازیگر نقش اولم !!!<br> افسوس ...</span></span></font></h6><p>-------------------</p><h6 class="uiStreamMessage" data-ft="{&quot;type&quot;:1}"><font size="2"><span class="messageBody" data-ft="{&quot;type&quot;:3}">چقدر سخته دستای کسی رو که دوستش داری تو دستای کس دیگه ای ببینی و نتونی چیزی بگی ....</span></font></h6><p><br></p><p></p>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>4 ماه و اندی گذشت ... </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/31"/>
        <published>2012-01-02T13:31:15+01:00</published>
        <updated>2012-01-02T13:31:15+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/31</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>چهار ماه گذشت و من مجدد هوس نوشتن کردم ... در این چهارماه اتفاقات خیلی خوب و خیلی بد برایم رقم خورد ، اتفاق خوب و مبارک اینکه خیلی راحت شدم از یک تعهد کاری یک تعهد که فکر مرا به خود مشغول کرده بود یک تعهد کاری که من را از من ناامید کرده بود و ... خیلی خوشحالم که اون تعهد رو به اتمام رساندم ... یک تجربه خوب به تجربه هایم اضافه شد خوشحالم ... 


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/31"><![CDATA[چهار ماه گذشت و من مجدد هوس نوشتن کردم ... <br><br>در این چهارماه اتفاقات خیلی خوب و خیلی بد برایم رقم خورد ، اتفاق خوب و مبارک اینکه خیلی راحت شدم از یک تعهد کاری یک تعهد که فکر مرا به خود مشغول کرده بود یک تعهد کاری که من را از من ناامید کرده بود و ... خیلی خوشحالم که اون تعهد رو به اتمام رساندم ... <br><br>یک تجربه خوب به تجربه هایم اضافه شد خوشحالم ... <br>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>فرصت! </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/30"/>
        <published>2011-09-19T12:54:04+01:00</published>
        <updated>2011-09-19T12:54:04+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/30</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>فرصتی دوباره خواهم داد گر خودت بیایی فرصتی دوباره خواهم داد گر خودت باشی فرصتی دوباره خواهم داد گر شروع کننده ای خوب باشی فرصتی دوباره خواهم داد گر قدر بدانی فرصتی دوباره خواهم گر ... گر ... </summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/30"><![CDATA[فرصتی دوباره خواهم داد گر خودت بیایی <br><br>فرصتی دوباره خواهم داد گر خودت باشی <br><br>فرصتی دوباره خواهم داد گر شروع کننده ای خوب باشی <br><br>فرصتی دوباره خواهم داد گر قدر بدانی <br><br>فرصتی دوباره خواهم گر ... <br><br>گر ... <br><br><br><br><br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>پل عبورت بودم ...</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/29"/>
        <published>2011-09-16T12:02:12+01:00</published>
        <updated>2011-09-16T12:02:12+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/29</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>
فقط پلی بودم برای عبورت ...
فکر تخریب من نباش!
به آخر که رسیدی...
دست تکان بده خودم فرو می ریزم 





</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/29"><![CDATA[
<div style="font-weight: bold;" class="activityListRow_body clearfix"><div class="activityListRow_userWall clearfix">فقط پلی بودم برای عبورت ...<br>
فکر تخریب من نباش!<br>
به آخر که رسیدی...<br>
دست تکان بده خودم فرو می ریزم <br>
</div></div><span style="font-weight: bold;">


</span>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مکالمه زبان </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/28"/>
        <published>2011-09-03T03:16:30+01:00</published>
        <updated>2011-09-03T03:16:30+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/28</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>بعد از اینکه کلی وقت و فرصت رو غنیمت نشمردم بالاخره تصمیم گرفتم برم و برای کلاس مکالمه ثبت نام کنم امروز رفتم تعیین سطح دادم تعجب کردم ! چون گفتن از Level 5&amp;nbsp; باید شروع کنم تعجبم از این بود که فک میکردم همون سطح 2 - 3 باشم ولی آفرین به خودم هر چی در مصاحبه پرسید جوابشو دادم امتحان کتبی اشون خیلی سخت و حوصله بر بود گرچه من تونستم از 50 تا به 20 تاش جواب صحیح بدم. حسابی خوشحالم کرد ، بابا ما اینقدر زبانمون خوب بوده خودمون خبر نداشتیم ! اینجاس که میگن به خودت ایمان داشته باش ، تو میتونی 


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/28"><![CDATA[بعد از اینکه کلی وقت و فرصت رو غنیمت نشمردم بالاخره تصمیم گرفتم برم و برای کلاس مکالمه ثبت نام کنم امروز رفتم تعیین سطح دادم تعجب کردم ! چون گفتن از Level 5&nbsp; باید شروع کنم تعجبم از این بود که فک میکردم همون سطح 2 - 3 باشم ولی آفرین به خودم هر چی در مصاحبه پرسید جوابشو دادم امتحان کتبی اشون خیلی سخت و حوصله بر بود گرچه من تونستم از 50 تا به 20 تاش جواب صحیح بدم. <br><br>حسابی خوشحالم کرد ، بابا ما اینقدر زبانمون خوب بوده خودمون خبر نداشتیم ! اینجاس که میگن به خودت ایمان داشته باش ، تو میتونی <br><br><br>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>عید فطر </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/27"/>
        <published>2011-09-03T03:08:44+01:00</published>
        <updated>2011-09-03T03:08:44+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/27</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>عید فطر آمد ، امسال مجلس دو روز تعطیلی اعلام کرده بود به جمعه هم که کنارش دیگه دل تو دل کارمندها نبود اینو میشد از چشماشون و تبریک هاشون و زیاد نشستنشون فهمید ! آخه قبلاً هرکی میومد فقط برا تبریک میومد امسال شده بود تبریک + روز نشینی و شب نشینی چشتان روز بد نبیند خونه که تنها باشی مجبوری پذیرایی هم بکنی !! عید خوبی بود سربلند بودم چون روزه ام رو مثل سالهای قبل گرفته بودم و خوشحال بودم که تونستم از امتحان الهی یه نمره 10 ای بگیرم و قبول بشم + اینکه انتظار دریافت 21 پیامک تبریک از دوستان رو نداشتم</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/27"><![CDATA[عید فطر آمد ، امسال مجلس دو روز تعطیلی اعلام کرده بود به جمعه هم که کنارش دیگه دل تو دل کارمندها نبود اینو میشد از چشماشون و تبریک هاشون و زیاد نشستنشون فهمید ! آخه قبلاً هرکی میومد فقط برا تبریک میومد امسال شده بود تبریک + روز نشینی و شب نشینی چشتان روز بد نبیند خونه که تنها باشی مجبوری پذیرایی هم بکنی !! <br><br>عید خوبی بود سربلند بودم چون روزه ام رو مثل سالهای قبل گرفته بودم و خوشحال بودم که تونستم از امتحان الهی یه نمره 10 ای بگیرم و قبول بشم + اینکه انتظار دریافت 21 پیامک تبریک از دوستان رو نداشتم ! <br><br>گرچه انتظار دریافت پیامک از بعضی دوستان داشتم که شرمنده کردن و فراموش کردن مثل روز تولد ! این فراموشی ها درس زندگیست و دوستان داد میزنن که ما رو بیشتر بشناسید ما اینیم که می بینی <br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>شب قدر90</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/26"/>
        <published>2011-09-03T02:58:58+01:00</published>
        <updated>2011-09-03T02:58:58+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/26</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>اولین شب قدر ر ترجیح دادم خدمت به خلق خدا را بر گزینم و بیشتر به خدایم فکر کنم ! اما شب دوم و سوم کلید های قلبم بیشتر از قفل های ذهنم بود فرجام خود را در مسجد کنار بچه های امروز دیدم حس عجیبی داشتم وقتی بچه ها می خندیدن و مسئولین مسجد با جملاتی از قبیل &quot;صلوات بفرستید و سکوت کنید&quot;دوستان کوچک با صدایشان فضای معنوی مسجد رو بهم نزنن&quot; گاهی اوقات خندم میگرفت گاهی اوقات گریه ! خنده از باب اینکه خنده های بچه ها منو به یاد کودکی هام و اون زمانی مینداخت که ما هم مثل اونا از این شیطونی ها می کردیم ... گریه</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/26"><![CDATA[<div style="text-align: justify;">اولین شب قدر ر ترجیح دادم خدمت به خلق خدا را بر گزینم و بیشتر به خدایم فکر کنم ! اما شب دوم و سوم کلید های قلبم بیشتر از قفل های ذهنم بود فرجام خود را در مسجد کنار بچه های امروز دیدم حس عجیبی داشتم وقتی بچه ها می خندیدن و مسئولین مسجد با جملاتی از قبیل "صلوات بفرستید و سکوت کنید"دوستان کوچک با صدایشان فضای معنوی مسجد رو بهم نزنن" گاهی اوقات خندم میگرفت گاهی اوقات گریه ! خنده از باب اینکه خنده های بچه ها منو به یاد کودکی هام و اون زمانی مینداخت که ما هم مثل اونا از این شیطونی ها می کردیم ... گریه از این بابت که مسئولین مسجد فک نمی کردن که شاید با این جمله هاشون دل بچه ها رو بشکونن اشتباه نکنید من موافق این نیستم که در سوگ علی بخندن ولی اعتقاد بر این دارم که هر چیزی راه و روش خاص خودشو داره بگذریم ... <br><br>شب قدر خوبی بود و دلم آرام گرفت و احساس پاکی کردم <br>


</div>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>مرگ ؟ </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/25"/>
        <published>2011-08-19T05:59:47+01:00</published>
        <updated>2011-08-19T05:59:47+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/25</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>...و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشتو بدانیم اگر نور نبود منطق زنده ی پرواز دگرگون می شدو نپرسیم که کجاییمو نپرسیم که فواره ی اقبال کجاستو نپرسیم که چرا قلب حقیقت آبی استپشت سر خستگی تاریخ است..


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/25"><![CDATA[<font><font class="text4"><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">...و اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت</font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2"><br></font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده ی پرواز دگرگون می شد</font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2"><br></font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">و نپرسیم که کجاییم</font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2"><br></font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">و نپرسیم که فواره ی اقبال کجاست</font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2"><br></font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">و نپرسیم که چرا قلب حقیقت آبی است</font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2"><br></font></strong></p><p style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><strong style="margin: 0px; padding: 0px; font-family: tahoma; "><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">پشت سر خستگی تاریخ است..</font></strong></p></font></font>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>عاشق تر</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/24"/>
        <published>2011-08-19T05:55:25+01:00</published>
        <updated>2011-08-19T05:55:25+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/24</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>عاشق تر از این بودم اگر&amp;nbsp;لحظه ی پرواز&amp;nbsp;در دست نجیب تو کلید قفسم بودعاشق تر از این بودم اگر عطر نفسهاتدر لحظه ی بی همنفسی ‚همنفسم بودعاشق تر از این بودم اگر فاصله ها رااین آینه ی شب زده رو تکرار نمی کرد&amp;nbsp;عاشق تر از این بودم اگر هق هق ما را&amp;nbsp;این سایه ی سرمازده انکار نمی کردبا تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدیتو نقش تبسم را ‚ از آینه دزدیدی&amp;nbsp;عاشق تر از این بودم اگر در شب وحشتمثل تپش زنجره نایاب نبودیعاشق تر از این بودم اگر وقت عبورم&amp;nbsp;آنسوی سکوت پنجره خواب نبودیعاشق تر از این</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/24"><![CDATA[<font class="text4"><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma; line-height: 30px; "><font class="Apple-style-span" size="2"><b><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">عاشق تر از این بودم اگر&nbsp;لحظه ی پرواز</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;در دست نجیب تو کلید قفسم بود</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">عاشق تر از این بودم اگر عطر نفسهات</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">در لحظه ی بی همنفسی ‚همنفسم بود</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">عاشق تر از این بودم اگر فاصله ها را</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">این آینه ی شب زده رو تکرار نمی کرد</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;عاشق تر از این بودم اگر هق هق ما را</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;این سایه ی سرمازده انکار نمی کرد</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">با تو بهترین بودم ‚ همسایه ی خورشیدی</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">تو نقش تبسم را ‚ از آینه دزدیدی</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;عاشق تر از این بودم اگر در شب وحشت</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">مثل تپش زنجره نایاب نبودی</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">عاشق تر از این بودم اگر وقت عبورم</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;آنسوی سکوت پنجره خواب نبودی</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">عاشق تر از این بودی اگر ثانیه ها را</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;اندوه فراموشی من تار نمی کرد</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">&nbsp;عاشق تر از این بودی اگر این دل ساده</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">اسرار مرا پیش تو اقرار نمی کرد</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">با تو بهترین بودم ‚همسایه ی خورشیدی</font><br><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc">تو نقش تبسم را ‚ از آینه دزدیدی</font></b></font></span></font>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>چه حکمتی ست؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/23"/>
        <published>2011-08-19T05:51:43+01:00</published>
        <updated>2011-08-19T05:51:43+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/23</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>وقتی نگاه می کردم&amp;nbsp;از گل به خار رسیدم&amp;nbsp;با خود گفتم&amp;nbsp;پروردگارا ?چه فلسفه یی ست&amp;nbsp;در این همسایگی&amp;nbsp;و چه حکمتی ست در این بیگانگی</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/23"><![CDATA[<div style="text-align: center; "><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma; line-height: 30px; "><b><font class="Apple-style-span" color="#cc33cc" size="2">وقتی نگاه می کردم&nbsp;<br>از گل به خار رسیدم&nbsp;<br>با خود گفتم&nbsp;<br>پروردگارا ?<br>چه فلسفه یی ست&nbsp;<br>در این همسایگی&nbsp;<br>و چه حکمتی ست در این بیگانگی</font></b></span></div><div style="text-align: center; "><span class="Apple-style-span" style="color: rgb(36, 24, 1); font-family: Tahoma; "><div style="text-align: center; "><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma; line-height: 30px; "><font class="Apple-style-span" color="#ff0000" size="2"><b><br></b></font></span></div></span></div>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>بدون شرح </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/22"/>
        <published>2011-08-16T07:22:31+01:00</published>
        <updated>2011-08-16T07:22:31+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/22</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>
&amp;nbsp;من نه تنها هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من× ×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد 

</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/22"><![CDATA[
&nbsp;من نه تنها هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من× ×<br>من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد <br>

]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>در قیامت </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/21"/>
        <published>2011-08-09T09:18:04+01:00</published>
        <updated>2011-08-09T09:18:04+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/21</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>در قیامت آنطور فریاد زنم تا گوش عالم از خیانت پر شود . شاید روزه ای را باطل و یا افطار کند .


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/21"><![CDATA[در قیامت <br><br>آنطور فریاد زنم <br><br>تا گوش عالم از خیانت پر شود . <br><br>شاید روزه ای را باطل و یا افطار کند .<br>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>اول ماه مبارک رمضان</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/20"/>
        <published>2011-08-01T15:39:31+01:00</published>
        <updated>2011-08-01T15:39:31+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/20</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>ماه رمضان آمد ماه احساس و برکت آمد ماه ضیافت آمد ماه الهی آمد اما ما چقدر از ضیافت دهندگانیم و چقدر از برکت خدا سهم داریم و چقدر الهی هستیم ؟ انشاا... که همه صفات ماه مبارک رمضان همه صفات شما نیز باشد و ماه مبارک رمضان را به معنای واقعی درک کرده&amp;nbsp; باشید . &amp;nbsp;&quot;هوا 40 درجه بالای صفر است &quot; را در خلوت بگوییم نه در عموم ! از روزه سوء استفاده نکنیم ! روزه گرفتن پز دادنی هم باشه برای شیطان پز دادنیه&amp;nbsp; نه برای هم نوع هایمان فقرا در این ماه فراموش نشوند .التماس دعا 


</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/20"><![CDATA[ماه رمضان آمد <br><br>ماه احساس و برکت آمد <br><br>ماه ضیافت آمد <br><br>ماه الهی آمد <br><br>اما ما چقدر از ضیافت دهندگانیم و چقدر از برکت خدا سهم داریم و چقدر الهی هستیم ؟ <br><br>انشاا... که همه صفات ماه مبارک رمضان همه صفات شما نیز باشد و ماه مبارک رمضان را به معنای واقعی درک کرده&nbsp; باشید . <br><br>&nbsp;"هوا 40 درجه بالای صفر است " را در خلوت بگوییم نه در عموم ! <br><br>از روزه سوء استفاده نکنیم ! روزه گرفتن پز دادنی هم باشه برای شیطان پز دادنیه&nbsp; نه برای هم نوع هایمان <br><br>فقرا در این ماه فراموش نشوند .<br><br>التماس دعا <br>


]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>رفتار بد یا شخصیت بد ؟</title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/19"/>
        <published>2011-07-30T07:44:53+01:00</published>
        <updated>2011-07-30T07:44:53+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/19</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>گاهی اوقات رفتار بد را بر شخصیت یک فرد بسط می دهیم ! مهم این است رفتار بد یا شخصیت بد ؟ وجود زشت یا کار زشت ؟ بهتر است بگوییم از رفتارش نه از خودش </summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/19"><![CDATA[گاهی اوقات رفتار بد را بر شخصیت یک فرد بسط می دهیم ! مهم این است رفتار بد یا شخصیت بد ؟ <br><br>وجود زشت یا کار زشت ؟ <br><br>بهتر است بگوییم از رفتارش نه از خودش <br><br><br>]]></content>
    </entry>
    <entry>
        <title>دل گرفتگی </title>
        <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/18"/>
        <published>2011-07-29T15:36:41+01:00</published>
        <updated>2011-07-29T15:36:41+01:00</updated>
        <id>tag:http://www.ifeel.mihanblog.com/post/18</id>
        <author>
            <name>مهرداد </name>
        </author>
        <summary>

هر موقع دلم میگیره ! هر موقع احساس می کنم باید خلوت کنم ! با انواع و اقسام MP3 ها اموراتم را میگذرونم ولی ... ولی اگر دل گرفتگی شدید&amp;nbsp; باشه فقط یک چیز می تونه در مقابل همه Track های شنیده شده بایستد و آن Track زیر است . دانلود (دریافت فایل) 






</summary>
        <content type="html" xml:base="http://www.ifeel.mihanblog.com/post/18"><![CDATA[

هر <br>موقع <br>دلم <br>میگیره ! <br>هر موقع <br>احساس می کنم <br>باید <br>خلوت <br>کنم ! <br><br>با انواع و اقسام MP3 ها اموراتم را میگذرونم ولی ... <br><br>ولی اگر دل گرفتگی شدید&nbsp; باشه فقط یک چیز می تونه در مقابل همه Track های شنیده شده بایستد و آن Track زیر است . <br><br><a href="http://www.upload4files.tk/download2.php?a=954b9bc020effa95f77b3cae1dfad999&amp;b=d66cbcb6ab179ce5c04f15a31671e1d9" target="_blank" title=""><span style="font-weight: bold; ">دانلود (دریافت فایل)</span></a> <br><br>






]]></content>
    </entry>
</feed>

